تبليغاتX
.:: نشریه الکترونیکی انجمن مدیریت ::.
نشریه الکترونیکی انجمن مدیریت
دانشگاه پیام نور ساری
« Home » « Archive » « Email » « RSS » « Template Designer »
ويژگي‌هاي سازمان‌هاي آينده یکشنبه هجدهم فروردین 1387 2:20 قبل از ظهر
ويژگي‌هاي سازمان‌هاي آينده

در سازمان‌هاي آينده، سازمان به صورت شبكه اي است. سازمان شبكه‌اي از شكل هرمي مبتني بر سلسله مراتب، كاغذ بازي و تخصصي شدن كارها تبديل به سازمان شبكه‌اي شده است. كار در سازمان شبكه‌اي تقسيم نمي‌شود بلكه در بين كاركنان علمي به اشتراك گذاشته مي‌شود.

مقدمه

سازمان‌هاي آينده، سازماني مبتني بر اطلاعات يا سازمان اطلاعات‌محور هستند. سازماني كه عملكرد خود را از طريق بازخورد به روز مي‌كند. در اين سازمانها تبديل سيستم دستي و كاركنان دفتري به سمت سيستم ماشيني و كاركنان علمي در حركت است به گونه اي كه نياز به متخصص و كارشناس بيشتر در سازمان آينده ديده مي‌شود.

ظهور سازمان جديد

در سازمان آينده تنها يك رهبر اركستر وجود دارد كه هر يك از نوازنده‌ها زير نظر رهبري مستقيم او مي‌نوازند (ولي هر يك‌ از نوازنده‌ها از تخصصي بالا برخوردارند‌) و نيز دسترسي آسان به اطلاعاتي كه براي انجام كار خود نياز دارند به راحتي در دسترس اعضا است. هم‌نوازي اين تيم به دليل اين است كه چند صد نوازنده و رهبر اركستر همگي داراي يك عنوان و امتياز هستند. رهبر اركستر مي‌داند از هر يك از اعضا چه انتظاري را در چه زماني داشته باشد. لذا سازمان آينده اطلاعات‌محور است. اين سازمان نياز مند هدفي ساده و روشن و مشترك است. لذا كسب و كار مبتني بر سازمان اطلاعات‌محور بايد بر پايه هدف‌ها و بازخوردها شكل گيرد كه هدف‌ها و انتظارات مديريت را براي سازمان و اعضاي هر بخش و افراد متخصص به وضوح تعيين و تعريف مي‌كند و بازخورد‌ها و نتايج عملكرد را با اين انتظارات مقايسه مي‌كند تا هر عضو نظارت برخود را تجربه كند.
در اين سازمان‌ها مسئوليت اخذ و جمع‌آوري اطلاعات بر عهده تمامي افراد است. لذا هر فردي از خود سئوال مي‌كند براي انجام كارش به چه اطلاعاتي نياز دارد‌‌؟ تا كارش را انجام دهد و سهمي در رشد سازمان خود داشته باشد. مسئولان اجرايي و كارشناسان حرفه‌اي بايد فكر كنند به چه اطلاعاتي نياز دارند و در اين رابطه چه اطلاعات خامي احتياج خواهند داشت. در واقع ابتدا بداند چه مي‌كنند‌؟ بعد چه بايد انجام دهند؟ و در نهايت آنچه انجام مي‌دهند را ارزيابي كنند.

شبكه‌ها راهي براي رسيدن به نتايج بهتر

در سازمان‌هاي آينده، سازمان به صورت شبكه‌اي است. سازمان شبكه‌اي از شكل هرمي مبتني بر سلسله مراتب، كاغذ بازي و تخصصي شدن كارها تبديل به سازمان شبكه‌اي شده است. كار در سازمان شبكه‌اي تقسيم نمي‌شود بلكه در بين كاركنان علمي به اشتراك گذاشته مي‌شود. به گونه‌اي كه افراد به شكل انفرادي و يا به عنوان عضو در يك گروه كاري فعاليت مي‌كنند و نيز انتقال تصميم‌گيري به سطوح پاييني انجام مي‌شود. سفارش بر حسب نياز مشتري ويژه و روش توليد بهنگام شكل مي‌گيرد. در سازمان شبكه‌اي تيم مديريت بايد هدف مشترك سازمان و اصول عملياتي را به وضوح تعريف كند. (اصول عملياتي تعريف استانداردها و كدهاي رفتار است) اين اصول كاربردي محلي دارد مثلا مشخص مي كند براي رضايت مشتري چه رفتاري بايد كرد.
در اين سازمان‌ها ابتدا شناخت براي برنامه‌ريزي و طراحي زيربنايي كارها انجام مي‌شود. مديريت بر روي اين نكته تاكيد دارد كه هدف اين كسب و كار چيست؟ اين كسب و كار بر چه اساس و زيربنايي استوار است؟ و بايستي به كجا برويم؟ و چگونه مي‌توانيم خود را با سرعت به آنجا برسانيم؟
ايجاد سازمان شبكه اي براي ايجاد درك احساس اعتماد مشترك در يك سازمان است. در حقيقت نوع جريان‌هاي اطلاعاتي تعيين‌كننده سرعت و دقت لازم براي تصميم‌گيري‌ها و به تبع آن كيفيت اجرا است. سئوال اين است كه چه كسي، چه نوع اطلاعاتي را در چه زماني دريافت مي‌كند و چرا اين افراد (و نه افراد ديگر) اين اطلاعات را دريافت مي‌كنند؟ همزماني دريافت اطلاعات براي اعضاي شبكه و نه براي افراد منتخب موجب اعتماد همدردي و احساس مشترك و امنيت روابط مي‌شود‌. اطلاعات و حقايق بي‌طرفانه و نيز ارتباط اطلاعات به موضوع هر چه بيشتر باشد ميزان عدم توافق‌ها كمتر است.

فناوري اطلاعات

نگاه سازمان آينده به كسب و كار امروز از ديدگاه اطلاعات و ارتباطات يا توانايي‌ها و مشتريان است. زيرا اينگونه پارامترها سازمان را به يكديگر متصل و مرتبط مي‌سازند. امروزه استراتژي ايجاد داده‌ها توسط سازمان‌هاي بالا دستي و ايجاد ارزش افزوده بر روي اين داده‌ها و تحويل آنها به پايين دستي يعني خريدار كهنه و قديمي است. سازمان‌ها سعي دارند تناسب و حالت اصلاح‌پذيري دائمي بين استعدادها و توانايي‌هاي سازمان با نيازها و خواسته هاي مشتري برقرار سازند.

منطق جديد ارزش:

امروزه فناوري اطلاعات و جهاني شدن و شيوه‌هاي جديد فرصت تازه اي براي خلق ارزش ايجاد كرده است. ارزش در سازمان‌هاي آينده سه مفهوم دارد: ابتدا هدف به تنهايي ايجاد ارزش افزوده نيست در واقع شركتها نيستند كه با يكديگربه رقابت مي‌پردازند بلكه خدمات و كالاهاي جديد هستند كه براي زمان و پول و توجه مشتريان در رقابتند.
دومين نكته اين است كه هر چه كالا و خدمات داراي تنوع و پيچيدگي مي‌شوند ارتباط لازم براي ايجاد آنها نيز پيچيده‌تر و متنوع‌تر مي‌شود. لذا ديگر يك كالا يا خدمات زير يك سقف انجام نمي‌شود و لازمه ايجاد تغيير در نظامهاي كاري و تجاري و نيز روابط احساس مي‌شود. سومين نكته ايجاد ارتباط مابين سازمان و مشتريان براي عرضه محصول قابل رقابت است. تا بازخورد مناسب از سوي مشتريان بتواند به نگهداري آنچه عرضه مي‌كنند پايدار بمانند. دو عامل با منطق جديد ارزش همراه است يعني اطلاعات و ارتباطات و يا توانمندي سازمان و مشتريان آن.
توانمندي عبارت از فناوري مختلف و تخصص ويژه و فرايندهاي كاري و تجاري كه سازمان طي زمان براي توليد كالا يا خدمات عرضه مي‌كند. اما بدون وجود مشتري يا مشترياني كه پولي براي آن پـــرداخت نمي‌كنند بي‌ارزش مي‌‌شود. كالا و خدمات تا زماني داراي ارزش است كـــه مشتري از آن براي ايجاد ارزش خود استفاده كند. در واقع سازمان زماني سود مي‌برد كه بتواند اطلاعات و ارتباطات را به يكديگر پيوند دهد و از فعاليت‌هاي ارزش‌ساز مشتريان به منظور خلق ارزش در جهت نياز مشتري بهره گيرد.

نتيجه گيري

امروزه تحت تاثير فناوري اطلاعات و جهاني شدن بازارها و توليد ناشي از آن، شيوه‌هاي تركيب و ادغام فعاليت‌ها در قالب كالا و خدمات، فرصت‌هاي جديدي براي خلق ارزش ايجاد شده است. لذا سازمان‌ها با استفاده از منطق جديد ارزش و ساختارهاي شبكه‌اي و اطلاعات در صدد تنوع‌بخشي به كارها و فعاليت‌هاي خود بوده و همواره در پاسخ به خواسته مشتري گام بر مي‌دارند و همواره مي‌كوشند پيوند خود را با مشتريان حفظ كنند تا بتوانند با سرعت به پيش رفته و از قافله عقب نمانند.

منبع :ماهنامه تدبير ، شماره ۱۷۱

|+|
نگاشته شده توسط نیما بابانسب | موضوع: مقاله

Copyright © 2006 - Designer:« Mojtaba Shabani » Site bus:« نیما بابانسب »